پوشش زن در تاریخ سینما از گذشته تا به امروز و رئالیسمی که ما تعیین می کنیم/ نطفه شوم سراشیبی حیا در هالیوود

حضور زن در عرصه نمایش و تصویر ریشه‌ای تاریخی و قابل بررسی دارد، حضوری که گاه در صحنه نمایش‌های رومی و یونانی و گاه در تصویر نقاشان بزرگ و در قامت قدیس و راهبه متبلور می شد، حضوری که شاید فرسنگ‌ها با تصویری که امروز غرب از زن نمایش می دهد، فاصله دارد.

در کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت آمده که درزمان شکسپیر، بازیگر زن حق نداشت روی صحنه بیاید و نقش زنان را پسران بازی می‌کردند، و گاهی تماشاگر عهد الیزابت پسرانی را در صحنه می دید که در نقش زنان بازی می کنند.

در نقاشی هایی که به حضرت مریم(س) نسبت می‌دهند نیز تصاویر هر چه قدمتشان بیشتر است، حضرت مریم(س) پوشیده تر و با حجاب بیشتری به تصویر در آمده، اما این پوشش در دوران رنسانس رفته رفته از بین می رود و به برهنگی می رسد.

پوشش زنِ گذشته غرب شاید با آن چه امروز می‌بینیم، فرسنگ‌ها فاصله دارد، اما باید دید، در این سال‌ها چه شده که زن از جایگاه رفیعش در گذشته تنزل یافته و به ابزاری جهت جذابیت در عرصه تصویر و نمایش تبدیل شد؟ و این سؤال پیش می‌آید، که طی یک قرن اخیر، رسانه و هنر چه تغییرات منفی در الگوی پوششی زنان ایجاد کرده که هیچ پرده حیا و عفتی باقی نمانده و پوشش و عفاف که امری فطری در وجود انسان بوده از میان رفته است؟

حیازدایی، در دستور کار دانشوران صهیون

از آغاز قرن 19 و پس از انقلاب کبیر فرانسه اتفاقاتی در دنیا افتاد که اخلاق سیر نزولی به خود گرفت و شاید بخش عمده ای از پاسخ به این مطلب را به توان در اتاق فکر کمپانی‌های هالیوود یافت، جایی که مغولان هالیوود از طریق هنر پرده های عفاف را کنار زدند و با سرعتی غیرقابل باور زنان و مردان را به سمت مصرف گرایی و لذت های جنسی روانه کردند و نان خود را در نمایش صحنه‌های جنسی و تصاویر برهنه زنان یافتند و چنین فاکتورهایی را سنگ بنای اصلی فیلم های هالیوودی قرار دادند.

مسئله‌ای که پیش از این ها نیز دانشوران صهیون پس از تسلط صهیونیست ها بر جوامع بشر به آن اشاره کردند و گفته بودند که راهبرد کلیدی برای حکومت بر دیگران این است که بی بند و باری ترویج یابد که اگر این امر حاصل نشود حکومت بر جوامع دیگر سخت خواهد بود.

این چنین شد که حیازدایی به عنوان پدیده ای نوظهور متولد شد، پدیده ای که جامعه صهیون می دانست چه مصیبت بزرگی است پس حواسش بود که در جامعه خود رخنه نکند و تا آن جا که توانست خود را از آن مصون نگاه داشت.

آن هنگام که یهودیان به آمریکا آمدند سعی کردند که سینمای این کشور را به دست گیرند و در این مسیر نیز موفق عمل کردند و با پایان جنگ جهانی اول بود که هالیوود تقریباً سکاندار سینمای آمریکا شده بود و تهاجم خود به فرهنگ ومذهب آمریکا که تا آن موقع بیشتر پروتستان بود را آغاز کرد.

جرقه نطفه شوم سراشیبی حیا و عفت در هالیوود از کجا زده شد؟

 ممنوعیت استفاده از مشروبات الکی و برخورد پلیس با مصرف کنندگان، ممنوعیت قمار و غیرمتعارف بودن کارهایی نظیر سقط جنسی، روابط آزاد جنسی و بوالهوسی از ویژگی های جامعه آن روز آمریکا بود.

جرقه نطفه شوم سراشیبی حیا و عفت در در هالیوود را شاید به‌توان فیلم FLAPEER  به کارگردانی آلِن کراسلند دانست، فیلمی که برای نخستین بار و بر خلاف عرف جامعه آمریکایی نسخه‌ای از دختر آمریکایی به مخاطب ارائه می‌کند، که خط قرمزی را نمی شناسد و به نوعی به گذشته و عرف جامعه خود پشت پا زده و می خواهد دست به تجربه‌هایی جدید بزند.

نوشیدن مشروب، کشیدن سیگار و آرایش غلیط که تا آن موقع مخصوص روسپی ها و زنان مسن بود از ویژگی های دختر جوان آمریکایی شد و پس از این فیلم هالیوود تولیدات دیگری را با همین نگاه به بازار عرضه کرد و رفته رفته این نگاه و انجام چنین کارهایی از سوی دختران آمریکایی را به اصولی در فیلم های هالیوود بدل کرد.

اما هالیوود برای دستیابی به اهداف خود به تاریخ نیز رحم نکرد و آیینه ای از پوشش زن در گذشته‎ی غرب را به تصویر کشید که با واقعیت فاصله داشت و حجاب و پوشش که امری فطری در همه انسان ها وو نقطه نظری مشترک فیه همه ادیان الهی و ابراهیمی بود را منکر شد.

گشایشی که به بیراهه می‌رود

در ایران و پس از انقلاب اسلامی و گشایشی در باب ورود به هنر اسلامی عده ای به جای فهم و درک این وادی سترگ به جای جستن در این کشتی سعادت سعی در واژگون کردن آن داشتند و با شعار پایبندی به واقعیت و سخن به میان آوردن از اصول رئالیسم، سعی داشتند زن ایرانی را به وادی دهه 20 هالیوود بکشانند.

مدام استدلال هایی شنیده می شدکه کدام زن جلوی شوهرش و یا در رختخواب منزلش با  روسری حاضر می شود یا چرا ما نباید صحنه های معاشقه را به تصویر بکشیم؟

سخنانی که شاید به توان آن ها را ناشی از فهم ناقص و غلط برخی سینماگران نسبت به زبان سینما دانست، زبانی که زبانِ قراردادهاست و حضور زن و نحوه نمایش چهره زن در سینما به قرارداد فیلمساز با مخاطب باز می گردد و در این میان مهمترین رکن به شیوه پرداخت و پذیرفتن آن توسط تماشاگر باز می‌گردد و این مسئله در تئاتر نیز صدق می کند و در مبحث قراردادهای نمایشی می خوانیم که قرارداد هایی بین مخاطب و صحنه بسته می شود که حضور زن در نمایش و چگونگی آن حضور از این قراردادهاست.

این که بخواهیم رئالیسم را اصول اولیه سینما بدانیم تا حدودی مسیر را بیراهه رفتیم؛ چرا که خلاف این مسئله در طول تاریخ سینما و نمایش اثبات شده است و آن چنان که گفتیم در تئاتر روم باستان به سبب محدودیت های موجود مردان نقش زنان را بازی می‌کردند و مخاطبان نیز واکنشی نشان نمی‌دادند؛ چرا که پذیرفته شده بود به دلیل محدودیت‌ها زن نمی تواند در تئاتر بازی کند و سینما پر از این قرار دادهاست.

سینما در باورپذیری با واقعیت نیست که باور پذیر می شود بلکه در چگونگی نمایش است، آن گونه که در بسیاری از فیلم های هالیوود مسائلی که بیان می شود غیر واقعی است اما بیننده آن ها را می پذیرید،، پس باید گفت که باور پذیری امری جدا از واقعیت است، ساخت فیلم خوب قدرت کارگردانی است نه میزان سانسور و ممیزی؛ چرا که در همه جای دنیا سانسور با توجه به فرهنگ آن کشور ممیزی هایی وجود دارد.

سینمای دینی و میل بازگشت به فطرت پاک انسانی

در پایان با نگاهی به پوشش زن در تاریخ سینما می‌توان گفت که سال‌هاست غرب به مثابه راننده ماشینی که در حال حرکت به سمت سربالایی است، انسان ها را از فطرت خود دور می کند و در این مسیر همتی شیطانی گمارده است و این نکته را باید دانست که میل بازگشت به فطرت پاک انسانی در بشریت نهفته و این وظیفه سینمای دینی است که این هنجارها و پاکی ها را نشان دهد تا انسان ها رغبت گرویدن به آن را یابند.

منتخب سردبیر

هشتک‌های منتخب

یک دیدگاه

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید