نگاهی به فیلم ستاره بازی – فیلمِ بد

به گزارش سایت راه نوشت، چرا ستاره بازی فیلم بدی است؟ چون فیلمنامه ندارد، چرا فیلمنامه ندارد؟ چون قصه‌ای برای گفتن ندارد.

ستاره بازی همه شاخصه‌های یک فیلم بد را دارد، نه شخصیت پردازی درست و نه قصه چفت و بست دار و نه کارگردانی حساب شده.

ستاره بازی به ظاهر قرار است بر پایه یک داستان واقعی قصه اش را تعریف کند، مجموعه‌ای از چند مسئله، مهاجرت، اعتیاد، نامردی، خیانت و در کنار آن نماهای کارت پستالی از آمریکا را هم اضافه کنید که آخر هم نمی فهمیم چرا فیلم به خارج بردند.

ستاره بازی از جنس همان فیلم های تلخ اجتماعی است که سال هاست در ایران ساخته می شود اما کارگردان تصمیم گرفته سوژه های فیلمش را به آمریکا ببرد و بدبختی های زندگی خانواده ایرانی را در یک کشور دیگر به نمایش بگذارد، فیلم حتی از نئورئالیزم های این سال های سینمای ایران عقب تر است.

ستاره بازی قصه دختر خانواده ای است که به واسطه برنده شدن لاتاری به آمریکا مهاجرت می کنند و با تک جمله « من یک کار بد کردم» در ابتدای قصه از سوی دختر خانواده که به مشاورش می گوید به خیال این که قلاب فیلم انداخته شده، به سراغ پاسخ به این سؤال می رود، پاسخی که رفته رفته و در طول فیلم اهمیتش برای مخاطب از بین می رود.

ما با هیچ کدام از شخصیت ها همراه نمی شویم چرا که سیر پرداخت شخصیت های اصلی و مکمل بسیار آشفته است و گویی هر شخصیت دنیای جدایی برای خود دارد و در کنار آن شخصیت های مکمل در فیلم از همسایه آمریکایی یا صاحب کار فرهاد اصلانی در قالیشویی هم هیچکدام در بافت قصه ننشسته و به پیشرفت کار کمکی نمی کند.

ستاره بازی فیلم عقب مانده ای در سینمای ایران و نتیجه دغدغه ای است که به درام تبدیل نشده و در کارنامه هاتف علیمردانی یک سقوط آزاد محسوب می شود.

منتخب سردبیر

هشتک‌های منتخب

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید