منتقدان راه‌نوشت درباره منصور چه می‌گویند –منصور؛ جوینده گمشده‌های سینما

به گزارش راه‌نوشت، منصور را دیدم، دوبار هم دیدم؛ تقریبا هیچ شاخصه محیرالعقولی نداشت؛ نه بازیگر آنچنانی داشت، نه فرم عجیب و غریبی؛ نه صحنه های هالیوودی داشت و نه حتی قصه پرتعلیق و پرفراز و نشیبی؛ منصور ساده ساده بود و این سادگی یکی از گمشده های سینمای امروز ماست.

سینمایی که پر شده از سلبریتی ها، اپراتورهای به اصطلاح سینماگر و ابزارهای عجیب و غریب؛ در یک کلام سینمای تکنوکرات؛ سینمایی که فن سالار است و در آن ژست حرفه­ای گرفتن حرف اول را می زند.

منصور با یک لگد محکم می زند زیر همه این ژست های من در آوردی و با تمام سادگی اش علی رغم همه کارشکنی­ها و سنگ اندازی های مافیای سینما می فروشد؛ فروشی که قطعا چند برابرش لای قانون شکنی ها و زیاده خواهی های برخی از سینماچی­ها گم می شود.

البته ناگفته نماند که همین دو میلیارد هم مدیون مردمی است که از فن سالاری و گنده سازی ها خسته شده اند و دنبال گمشده هایشان روی پرده نقره ای می گردند.

گمشده دیگری که مردم به دنبال آن بودند و منصور در نقش جوینده آن ظاهر شد قهرمان است. عنصری که بعد از دهه 70 از سینمای ما رخت بربست. مردم ایران از قدیم اهل حماسه بوده اند و انگار حماسه جزو فطرتشان است.

هنوز تصویر مادربزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها را که پای کرسی می نشستند و از رستم سهراب و تهمینه می گفتند از یادها نرفته است؛ شیرمردان و شیرزنان هویت ساز؛ سوژه هایی که زمانی از تخیل حماسه سرایان می جوشیدند و در قرن پرحماسه اخیر از دل واقعیت سربرآوردند؛ و ما هنوز حتی دنبال نشانی آن ها نرفته ایم که اگر رفته بودیم درهر پس کوچه و دهاتی نشانی شان را می یافتیم. و تلخ تر این که سینمای بی هویت غرب از قهرمان های تخیلی اش چنان حماسه سرایی می کند که انگار خدا آن ها را به رسالت حماسه سازی و قهرمان پروری برگزیده است و ما هنوز اندر خم کوچه سینمای سیاه به اصطلاح اجتماعی و سینمای مبتذل فیلم فارسی سازها هستیم.

دیگر گمشده ای که منصور از آن رونمایی می کند تصویر نسخه اصیل از مسئول انقلابی است. سال هاست که به لطف جناح بازی های چپ و راست و عاشقان قدرت و البته پروپاگاندای کثیف رسانه چی ها، تصویری که از مسئولین جمهوری اسلامی دیده ایم، تصویر مشتی قالتاق دزد منفعت طلب بوده؛ حتی سینماگران انقلابی هم عموما در جایگاه اعتراض، مطالبه و نهی از منکر فیلم ساخته اند که لاجرم در این فیلم ها هم عموما تصویر مسئولین منفی است. اما منصور از محدود کارهایی است که علاوه بر نهی از منکر در جایگاه امر به معروف قرار می گیرد؛ یعنی می گوید اگر ما مسئولین منفعت طلب و زیر کار در رویی مثل مسئولین شرکت یاشی داریم، مسئولین مردمی، اهل هزینه، متکی به اراده جوانان و مومنی مثل منصور ستاری هم داریم.

و اما گمشده آخر که شاید در سینمای ایران هیچ وقت وجود نداشته که بخواهد گم بشود و شاید بتوان گفت منصور جزو اولین هایی بوده که به صورت جدی آن را خلق کرده پیشرفت و امید است.

ژانر پیشرفت ژانری است که سال هاست در سینمای غرب و شرق مورد اقبال و استقبال است؛ از هالیوود تا بالیود برای پیشرفت ها و حتی آرزوها و تخیلات علمی شان فیلم می سازند، اما در کشور ما با آن همه پیشرفت دراماتیک و پرقصه که همه از دل فشار و تحریم جوشیده است، تقریبا سهم ژانر پیشرفت صفر است.

البته در حوزه نوجوان کارهای فاخری مثل منطقه پرواز ممنوع داشته ایم که آن هم جزو اولین ها بوده اما در حوزه بزرگسال وضعیتمان افتضاح بوده است.

روایت منصور تنها چشمه ای کوچک از هزاران هزار روایت پیشرفت فناورانه وعلمی است که به تصویر کشیده شده است؛ اگر باور واژه “هزاران هزار” برایتان سخت است کافیست کتاب “امواج اراده ها” که روایت برخی از پیشرفت های علمی و فناورانه جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف است را بخوانید و بعد عدد این روایات را ضرب در عدد شرکت های ریز و درشت و افراد گمنامی بکنید که در همین کشور کارهای محیرالعقولی کرده اند که جایی ثبت و ضبط نشده است.

نویسنده: علی اصغر مرتضایی‌راد

منتخب سردبیر

هشتک‌های منتخب

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید