قربانیان بازنمایی – در مستند پشت شیشه چه می گذرد!؟

به گزارش سایت راه نوشت، مستند “پشت شیشه” روایتی با موضوعی نسبتا متدوال اما نگاهی تازه و بیان واقعیت‌هایی ناگفته از کودکان کار که شاید درنگاه اول و با شنیندن اسم مستند و ژانر اجتماعی آن متوجه نشویم که منظور، چشمان منتظر این کودکان پشت شیشه ی ماشین هاست که شیشه ای پایین بیاید و دستی، جنسی بگیرد و پولی بدهد تا برایش آرزوی برکت کنند.

مستندها و آثار زیادی داریم که به معضلات و دشواری های زندگی این کودکان و خانواده ی آن ها پرداخته اما کم دیده ایم کسی از جنبه ی آموزشی و تربیتی آن هم با نگاه یک کودک اتفاقا مستعدتر نسبت به سایر کودکان به این بچه ها نگاه کند.کم دیده ایم موسسات را که اینطور ساده و بی سروصدا به آسیب شناسی و کمک غیرمستقیم به این کودکان بپردازد.

این مستند بیان واضح وجود روایت‌های تک بعدی و یک طرفه بود.تک روایت هایی که گاهی به قصد کمک تولید شده اما تبدیل به تک روایت شده اند و ابرو که درست نشد هیچ، چشم را هم کور کرده اند.حتی شاید عده ی زیادی تا قبل از دیدن این مستند دچار این تک روایت ها مثل داستان سریال “آوای باران” و “شکیب” بوده باشند.واقعیتی هرچند درست اما کوچک که ذهن خیلی کثیری از مخاطبان آن را به تمام افراد این قشر به اشتباه تعمیم داده.

این مستند صرفا از دید کودکان و خانواده ی آنها یا کادر مجموعه ای مانند صبح رویش ماجرا را بررسی نکرده و درکنار آن توسط یک منبع معتبر به نقد بخش اجرای قوانین در این زمینه و مشکلات و مسائل موجود پرداخته و تا حد زیادی مستند را از حالت شعاری که:”باید به این کودکان کمک کنیم و باید قانون درست اجرا شود و…” خارج کرده و بطور همه جانبه در موضوع دقیق شده تا چیستی مشکل را به دقت درک کند و تلنگری باشد برای رفع آن.

شاید در این دوره ی زمانی بعلت تعدد آثار در این موضوع کمتر کسی مجددا سراغ این سوژه برود مگر با ایده ی نو.که اگر با همان اهداف سابق و شعاری سراغ آن برود موفقیتی نخواهد دید.

اما همچنان و تا روز حل دائمی این مشکل و اجرای صحیح قانون منع کار کودکان زیر 15 سال امکان پرداخت به این سوژه با نوآوری و نگاه های جدید وجود دارد.

از طرفی بخش وسیعی از مردم علیرغم اینکه شاید درخیابان به بچه ها کم توجهی کرده باشند اما از درک و همزاد پنداری و همدلی با آنها مستثنی نخواهند بود و همین همدلی که در بستر آثار این حوزه رخ میدهد بستر مناسبی برای بیان آسیب ها و راه حل انها و تجارب موفق مانند مجموعه ی صبح رویش است.

ویژگی مثبت دیگر این مستند واقعی بودن آن است.یعنی فیلم یا سریالی ساخته نشده تا مخاطب صرفا با دیدن گریه ها و سختی های زندگی یک کودک متاثر شود و تمام! بلکه در قالب مناسب تر و بعنوان یک مستند هم صحنه هایی از زندگی و کار بچه ها به تصویر کشیده شده و هم با خانواده و عوامل مدرسه صحبت شده و نمونه های واقعی برای یک مشکل آورده شده.نمونه هایی که هم دقیق تر و هم باورپذیرتر ند برای آنها که دوست ندارند این حقیقت را باور کنند.

مردم جامعه بطور روزمره با کودکان کار در تعاملند حال به شیوه ی درست یا نادرست. آوردن چندنمونه در این مستند و دقت در زندگی آنها و سپس تعمیم آنها به تمام یا لااقل اکثر کودکان کار، به علت حقیقی بودن و درگیری مردم با موضوع باعث میشود که فرد هربار، یک فرهاد، حسین یا نازنین را درمقابل خود ببیند و تمام مشکلات ناگفته آنان را متصور شده و به فکر کمک به این قشر به شیوه ی صحیح و با آسیب شناسی بیفتد.پس کل بینی مستند و محدود نماندن به نمونه های عینی خود نیز حائز اهمیت است

شاید نتیجه گیری مستقیم و بیان جملاتی که شاید بارها و بارها شیده ایم در اغلب موارد درست نباشد و حتی تاثرگذاری را هم مختل کند اما در اینجا و پس از دیدن دقیق تر زندگی این کودکان انگار مخاطب نیاز به خوردن تلنگری دوباره و شنیدن همان حرف های همیشگی اما اینبار عمیق تر دارد.آوردن نتیجه در کلام افراد هم تا حد زیادی در این موقعیت درست و به جا می نمود.

عدم وجود راوی و راوی شدن خود مخاطب و سیر تکامل داستان در ذهن وی نیز نکته ی مهم و مثبت دیگری بود که این سبک مستندها شدیدا می طلبند.در پایان مستند نمایش مسجد و پخش صدای اذان همگام با تیتراژ که نتیجه گیری و حس نهایی در ذهن مختطب پدید می آید بسبار نکته سنجانه بود.اینکه در فضای جامعه و باوجود مشکلات موجود خداوند تنها یاور این کودکان است.

به امید اصلاح اجرای قوانین صحیح کشور در عرصه های مختلف و بیدار شدن جمع کثیری از مدیران و مسئولان از خواب ناز.

نویسنده : فاطمه حجتی

منتخب سردبیر

هشتک‌های منتخب

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید