جدا نشدنی ها – نگاهی به مستند « در آغوش فرمانده »

به گزارش سایت راه نوشت، مستند درآغوش فرمانده روایتی مختصر از زندگی شهید بزرگوار “ابومهدی المهندس” و بیان خاطرات و ویژگی های ایشان از زبان هم رزمانشنان است.

روایتی که هم شیرینی دارد هم تلخی، هم خنده دارد و هم گریه و به طور حتم از رفاقت و رابطه صمیمی حاج قاسم سلیمانی عزیز با ایشان نیز غافل نشده و مدام این دوشهید عزیز را درکنار یکدیگر به نمایش درآورده. همانطور که در واقعیت هم از یکدیگر جدا نمیشدند تا زمانی که جسمشان نیز مانند روحشان درهم آمیخت.

سیره عملی و زندگینامه ی شهید ابو مهدی المهندس بسیار در بین گفته های ما و مراسم و آثار تولیدی راجع به حاج قاسم، مغفول و مظلوم واقع شده و در بسیاری از رسانه ها و آثار بزرگ تولیدی کمتر به این شهید در کنار سردار اشاره شده درحالی که آنان باهم این روایت را کامل میکنند.

انجام فتح الفتوح هایی به این عظمت رابطه ای نزدیکتر از برادر را میان فرماندهان می طلبد که به خوبی در حاج قاسم و ابومهدی مشاهده میشد اما… شاید بتوان بیان سیره ی ابومهدی و بازگرداندن جایگاه رسانه ای وی به کنار سردار را یکی از واجب های زمین مانده ی این روزهای خیلی از رسانه ها دانست… از این منظر “در آغوش فرمانده”که در زمستان 98 و همان روزهای اول تولید و به ایشان پرداخته، بسیار ارزشمند می باشد.

باتوجه به زمان تولید این مستند می‌توان آن را از خط شکن هایی دانست که به شهید “ابومهدی المهندس” می پردازد.

در جای جای این مستند اشاره و تشبیه واقعه شهادت ایشان و نیز جهاد و مبارزه با داعش به کربلا را شاهد بودیم که بر تاکید مستند بر مسیر مبارزه و بی پایان بودن آن و الگوی اصلی ما، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) می افزود و این دو یار بی ریا و مبارزه ی آنها را الگویی برای تمام نهضت مستضعفین معرفی می‌کرد.

در واقع با چنین گریزهایی در میان مستند دیدن موضوع مبارزه و شهادت ایشان در سطح کلان به خوبی مشخص بود.

نکته جالب توجه دیگر استفاده کارگردان از حداکثر تصاویر آرشیوی و پرهیز از بازسازی صحنه ها بود که گرچه صحنه هایی مانند حضور ابومهدی در روستای محل استقرار داعش و… را از دست میداد اما حقیقی بودن تصاویر و تاثیر بیشتر آنها برمخاطب هم از لحاظ احساسی و هم از لحاظ نتیجه گیری های ذهنی شاخصه ای بود که هم وجود و مزایای آن کاملا حس میشد و اگر نبود هم عدم وجودش..

تطابق تصاویر درحال پخش با موسیقی متن و سخنان راوی هم در اغلب موارد باعث انتقال حسی بیشتر میشد اما گاهی کاهش آن را نیز شاهد بودیم.

به عنوان مثال در جایی که سخن از رفاقت این دوشهید و فضا، فضایی احساسی بود آهنگ حماسی تندی پخش می‌شد که در انتقال حس شیرین رفاقت به مخاطب تا حدی اختلال ایجاد می‌کرد یا سطح متن خوانده شده توسط راوی درطول مستند تغییر میکرد.

گاهی ساده و عامیانه بود و گاهی پر از تشبیه و استعاره و حتی ممکن بود مخاطب همزمان با دیدن تصاویر و انطباق تصویر و صدا، از بخشی از متن جا بماند، اما باوجود نکات مثبت و قوی مستند می‌توان از این موارد هم که به ندرت در مستند دیده می شد چشم پوشید.

از لحاظ عمومی بودن موضوع و درگیری عموم مردم با آن، شهادت سرداران مقاومت یکی از مهم ترین مسائل خیل کثیری از مردم ایران و عراق و سایر کشورهاست.مردمی که با وجود رفتار خاکی و متواضعانه ی این عزیزان باوجود روح و جایگاه بزرگشان، آنان را مانند پدرخود می پنداشتند و حالا یک سال از یتیمی آنها میگذرد.

انتقال احساسی مستند از میان خاطرات شیرین ابومهدی به پس از شهادت وی بسیار ناگهانی و البته به جا بود و مثل همان روز جمعه مخاطب را در شوک و غم فرو می برد.غمی که تا ابد تازه خواهد ماند و گرچه انتقام آن ان شاءالله گرفته خواهد شد اما گویی هیچ مرهمی بر زخم دل یتیمان کارساز نیست.

باشد که مورد شفاعت و مهر پدرانه ی این عزیزان واقع شویم، ان شاءالله…

نویسنده : فاطمه حجتی

منتخب سردبیر

هشتک‌های منتخب

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید