یک خانم محترم؛ درمسیر پررنگ کردن حادثه گوهرشاد

مريم سادات مومن زاده داراي مدرک کارشناسي ارشد روانشناسي است که کار خود را از  سال 79 با تحقيق و پژوهش در عرصه مستند آغاز کرد و در ادامه به کارهايي از جمله نويسندگي، دستياري تهيه، تهيه کنندگي و در نهايت کارگرداني پرداخت و وارد مرکز مستندسازي سيما شد.

مؤمن زاده نخستين اثر خود را در سال 82 کارگرداني کرد و تا به حال آثار برجسته اي از جمله « حوراء»، «يک عاشقانه آرام» و «زمستان فصل آخر» را کارگرداني کرده است.

اين بانوي مستندساز با دو اثر «يک خانم محترم» و «ويگن» در هفتمين جشنواره مردمي فيلم عمار حضور دارد.

رابطه مستند «يک خانم محترم» و «ويگن»

اثر «يک خانم محترم» در رابطه با واقعه کشف حجاب رضاخاني است و يکي از معدود آثاري است، که افرادي که شاهد اين واقعه بودند در آن حضور دارند و به سبب سن بالايشان خاطراتي ناب از آن دوران را در خاطر دارند.

سوژه مستند ما در آن زمان پسر کوچک ده يازده ساله اي بوده که همراه مادربزرگ اش در مشهد رفت و آمد داشته و نيروهاي شاه به مادربزرگش حمله مي کند، و او شاهد اين ماجرا و اتفاقات بوده است.

مستند بعدي که «ويگن» نام دارد، در رابطه با خانواده اي از شهداي ارامنه است که رهبري در سال 71 يا 72 به ديدار آن ها رفت و اين خانواده تنها خانواده ي ارمني بود که در روستايي در ميان شيعيان باقي مانده و زندگي مي کردند و ما سعي کرديم در اين مستند آن وحدت موجود ميان اين خانواده ارمني و ساير ساکنان روستا را به تصوير بکشيم.

چرا اين سوژه

در رابطه با مستند «يک خانم محترم» به نظرم اهميت برخي مسائل با مرور زمان رفته رفته کمرنگ مي شود و ماجراي کشف حجاب نيز از اين قاعده مستثني نيست و خيلي ها نمي دانند که در گذشته افرادي به سبب رعايت حجاب مورد آزار و شکنجه قرار مي گرفتند و مردم با قانوني که خلاف عرف، شرع و فرهنگ جامعه بوده مقابله کردند.

اما سوژه مستند «ويگن» را پس از خواندن کتاب «مسيح در شب قدر» که در رابطه با ديدارهاي رهبري با خانواده شهداي ارمني است پيدا کردم، بدين صورت که پس از خواندن کتاب مقداري در رابطه با آدم هاي درون کتاب کنجکاو شدم و دلم مي خواست که بروم، ببينيم خب حالا اين‌ها مراسم شان چه جوري است. به کليساها که رفتم، ديدم در اين مراسم  فضاي معنوي و روحاني خوبي حاکم است و آدم خيلي تحت تاثير قرار مي گيرد، و نقطه اشتراکاتي در اين ميان وجود دارد.

پس از آن به ديدار حدود 12 خانواده از خانواده هايي که رهبري به ديدارشان رفته بودند، رفتم و اين خانواده اي که انتخاب کردم به نظرم جذاب ترين قصه را داشت و آن ها حاضر شدند که در برابر دوربين من قرار گيرند.

مشکلات ساخت

در مسير ساخت «ويگن» نکته اي که وجود داشت اين بود که آن ها به ما بي اعتماد بودند به خاطر اين‌که تا به حال، جز همان ديداري که با رهبري داشتند، هيچ کس سراغي از آن ها نگرفته بود و خيلي برايشان عجيب بود، که حالا خب چرا آمديد بعد از اين همه سال و مي خواهيد از ما مستند کار کنيد و تا لحظه آخر که داشتيم فيلم مي گرفتيم، يک روز در ميان اين‌ها مدعي مي شدند، که اصلاً معلوم نيست داريد چه کار مي کنيد؟ براي چه آمديد؟ راستش را بگوئيد. گفتيم: راستش همين است، به دليل سوژه خوب و مسئله وحدت آمده ايم. البته الان خيلي رابطه دوستانه اي داريم وبراي شب سال نو ميلادي هم بنده خانه شان دعوت بودم.

موضوعات مورد غفلت در سينما

متأسفانه امروزه ذهن ها به سمتي رفته که در کارها و آثارمان بايد چيزهايي عجيب و غريب نشان دهيم و يا اين که چيزهايي مطرح کنيم که خيلي تلخ و سياه است و هر چه اين سياهي بيشتر نمايان شود، کار بهتري است، برخلاف اين در آثار کشورهاي آسيايي شرقي اميد، ميل و پشتکار در زندگي و تلاش را به بهترين شکل را مي بينيم .

واقعا اگر قرار است، واقعيت نشان داده شود، تمامي جوانب آن را ببينيم و اتفاق بدي که در سينما در حال وقوع است، عادت ما به صحنه هاي ناجور و اتفاقات بد و ادامه دادن به همين روند است.

با اين روند پيش آمده، ما اکنون در جايگاه 20 سال پيش جريان اروپا و آمريکا قرار داريم، و فيلم هاي جشنواره هاي خارجي را با فيلم هاي خودمان که مقايسه مي کنيم به تفاوت موضوعي آن ها پي مي بريم و مي بينيم فيلم هاي خارجي معمولا موضوعات انساني را به بهترين شکل روايت مي کند و در برابر در فيلم هاي ايراني اتفاقات را به بدترين و سياه‌ترين شکل در حال رويداد نشان مي دهد.

منتخب سردبیر

هشتک‌های منتخب

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید