منتقدان راه‌نوشت درباره منصور چه می‌گویند – ستاره‌های آسمان ایران

به گزارش راه‌نوشت، در دنیای تصویر، جهان حالت سکون ندارد یعنی به سبب تعلیق لازم در تصویر، دنیای مقابل مخاطب یا باید در حال سقوط باشد و یا در حال صعود؛ شخصیت در کشمکش های درونی یا به «بتمن» تبدیل می شود و یا «جوکر»؛ در کشمکش های بیرونی یا «منصور» ساخته می شود یا «قهرمان».

سینمای دفاع مقدس نیز در همین جدال است و جهان و شخصیت را به مخاطب نشان می دهد اما کدام جهان و کدام مخاطب؟

گاه با دفاع مقدّس زننده و شخصیت فلک‌زده‌ی «عروسی خوبان» و «آژانس شیشه ای» از 8 سال و آدم های آن دوران سخن گفته می شود که البته تفاوتی بین این سینما و «جوکر» دیده نمی شود بلکه از جهاتی، دنیا و خود این اشخاص به مراتب در ظلمتی سخت تر هستند اما گاه با قصه های پر از غصه و شادی یا گریه ها و خنده های آن زمان همراه می شود و با «ویلایی ها» یا «لیلی با من است»، کمی مخاطب را به تنفس در آن دوران سوق می دهد.

اینک اما فصل جدیدی در مقابل مخاطبین سینمای دفاع مقدس می باشد، سینمایی شبیه به مستند، سینمایی که هم سازنده ی اثر و هم مخاطب آن، تمام تصویر را می توانند باور کنند؛ از مظلومیت «آن 23 نفر» تا سادگی و مهارتِ «تک تیرانداز» و یا اهمیت وجب به وجبِ خاکِ «تنگه ی ابوقریب»، سینمایی که محرّک مخاطب است، سینمایی که شجاعت و غیرت را در مخاطب زنده نگه می دارد.

«منصور» نماینده ی این جنس سینما می باشد؛ سینمایی که توانست مدیوم تصویر را حفظ کند، اگر پیامی دارد یا می خواهد شخصیتی را معرفی کند، سرگرمی سینما را فراموش نکرده است، سینمایی که سیاه و سفید با هم مشاهده می شود، سینمایی که سؤال برانگیز است و می تواند مخاطب را در جایگاه نقد عمل یا عکس‌العمل شخصیت و جامعه ی وی قرار دهد.

«منصور» یعنی شهدا، ستاره‌های آسمان هستند برای زندگی روزمره، برای کارهای اداری و در چهارچوب ضوابط، برای بلندپروازی های غیرممکن، برای آنان که شهادت را تنها در پشت خاکریز جستجو نمی کنند.

وقتی از زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهداء سخن می گوئیم، یعنی یادآوریِ سبک زندگی یک شهید به مخاطب امروز که از فرهنگ «جنگ جنگ تا پیروزی» به مذاکره بر سر تمام داشته ها فرار می کند، یعنی قهرمان واقعی را در بگو مگو ها، در از کوره در رفتن ها و در تصمیم گرفتن های سخت نشان داد.

سینما به خوبی می داند که بایستی شخصیت را تا می تواند به شرائط مخاطب خود نزدیک کند و اگر می خواهد قهرمانی را از دل آمریکا پدید آورد، باید وی را فرزند طلاق یا در خانواده مبتلا به اعتیاد و محله های پائین شهر نشان دهد تا مخاطب وی با درک قهرمان، همراه تصویر و سخن سازنده ی اثر گام بردارد، مطلبی چندی ست در سینمای دفاع مقدس شاهد آن می باشیم، شرطی که تحقق آن، می تواند گام مهمی در راستای شناخت و باور و انتخاب شهیدان بردارد.

شهید عباس بابایی و شهید منصور ستاری، ستاره های آسمان امروز دفاع مقدس هستند اما آسمان ایران، پرنده هایی بیش از شمارش دارند که ادامه ی راه آنان، معلق بر شناخت آنان است؛ به همین دلیل می توان گفت که این سینما، نه تنها به تاریخ انقضاء خود رسیده است بلکه تازه شروع سینمای دفاع مقدس می باشد، سینمایی که دفاع را ادامه دهد، سینمایی که با نگاه به گام دوم ساخته شود.

نویسنده: علیرضا حسن‌تبار

منتخب سردبیر

هشتک‌های منتخب

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید