خمینی و تقابل با ترس‌های تاریخی – «بانو»ی انقلاب اسلامی، نه شرقی نه غربی

به گزارش سایت راه نوشت، مستند با این جمله کلیدی و تکان‌دهنده آغاز می‌شود: «من یاد گرفتم در مسیر زندگی چطور بر ترس‌هایم غلبه کنم!»

ترس(خوف) پدیده پیچیده‌ای است. ترس، انسان مغلوب خودش را بیچاره و زبون می‌کند. ترس‌ها انسان را فلج می‌کنند. ترس از آینده، ترس از دست دادن چیزی(فرزند، مقام، آبرو، پول و…) ترس از سرنوشت، ترس از قدرتمندان و… ترس‌ها خطای محاسباتی ایجاد می‌کنند.

آدمی در لحظه ترس فراموش می‌کند که کیست و در چه جایگاهی است و چه شانی دارد؟ انبیا و اولیا مهم‌ترین ویژگی‌شان این بود که ترس‌های واهی مردمشان را می‌ریختند و با عوامل ترس مردم مبارزه می‌کردند.

مهم‌ترین ترسی که بر مردم مستولی بود ترس از قدرت‌های بزرگ یا طاغوت‌ها بود، به همین دلیل هم مستضعفان و محرومین و پابرهنگان که تعلق کمتری به دنیا داشتند زودتر از دیگران بر ترس‌هایشان تحت تعلیم انبیا غلبه می‌کردند. انبیا افق‌های بلند را به آن‌ها نشان می‌دادند و همت‌هایشان را به آن اندازه بلند می‌کردند.

به همین دلیل رشد در جامعه تحت تعلیم نبی قابل مقابسه با جوامع دیگر نیست؛ هچون «ولا خوف علیهم و لاهم یحزنون». این مسیر کم و بیش در طول تاریخ تداوم داشته است. امام که آمد ترس‌های تاریخی جامعه ایرانی را کنار زد. ترس از طاغوت کوچک دوهزاروپانصدساله سلطنت و ترس از طاغوت بزرگ آمریکا… افق‌های بلندی را به مردم نشان داد.

بزرگترین حرکت اجتماعی موفق زنان در دوره معاصر

در این میان زنان از همه زودتر بر ترس‌شان غلبه کردند. آن‌ها مردهای‌شان را ترغیب کردند و خودشان با همه وجود به میدان آمدند. وقتی ترس زن در مسیر زندگی بریزد، بی بروبرگرد ترس مرد هم از میان می‌رود. به‌همین‌دلیل امام بارها بعد از انقلاب در جمع زنان آنان را پیشتازان و پیشروان نهضت خواند. امام به ظرفیت‌های زنان ایمان داشت. از زن در کنج خانه خزیدۀ ضعیفه تا زنان متأثر شده از فرهنگ غربی را امام به میدان آورد. شاید بتوان انقلاب اسلامی را بزرگ‌ترین حرکت اجتماعی موفق زنان در دورۀ معاصر دانست. اصلاً یکی از مهم‌ترین محورهایی که امام در طول نهضت بر آن تأکید داشت و پیگیری می‌کرد اعتراض به این بود که چرا ظرفیت زنان در جامعه ایرانی استفاده نمی‌شود و تنها به آن نگاهی ابزاری صورت می‌گیرد؟

زن، ترس و مصرف‌گرایی

یکی از ترس‌های انسان، ناشی از مصرف‌گرایی است. آدم مصرف‌زده از اینکه مصرفش کم‌رنگ یا قطع ‌شود می‌ترسد، بنابراین به واسطه این ترس تن به هر زبونی و خفت می‌دهد. این تن دادن، به مرور زمان او را وابسته می‌کند و وابستگی قدرت مبارزه و آزادی عمل را از او می‌گیرد. در این میان زنان امکان و زمینه مصرف‌گرا شدن‌شان بیشتر است و اگر این اتفاق بیفتد خانواده و بالتبع جامعه را به سمت مصرف‌گرایی سوق می‌دهند.

این ترس و وابستگی،‌ فرد را به خود مشغول می‌کند و دغدغه‌هایش صرفاً رفع مسائل شخصی‌اش می‌شود. این مسئله خودش را در تربیت خانوادگی به‌خوبی نشان می‌دهد. خانواده‌ای که فرزندش را صرفاً مصرف‌گرا بار می‌آورد و ممکن است تا جوانی هیچ چیزی تولید نکند؛ این فرزند مصرفی وابسته و ترسو و پر از تعلقات، زبون می‌شود و برای رسیدن به مصرفش تن به هر اسارتی می‌دهد و این امر کم‌کم کرامتش را از میان می‌برد.

به‌همین‌دلیل راحت کرامت و عزتش را به مصرف دیگران می‌رساند. مصداق بارز این رویکرد در دختر سیرجانی، یا دختران قلابی انقلاب و یا دستگیرشدگان زن اتفاقات دی‌ماه۹۶ (که از آن‌ها مصاحبۀ کیفی جامعه‌شناختی تهیه شده است) بسیار بارز است. ویژگی مشترک همۀ این‌ها در مصرفی‌بودن و ضدتولید بودن‌شان است. آدم مصرف‌زده ارادۀ ضعیفی دارد و به‌همین‌دلیل زود تحت تاثیر قرار می‌گیرد و امکان استقامت در مسیر سخت زندگی را ندارد.

کمتر آدم مولدی است که تن به ذلت بدهد. بسیاری از مسائلی که ما در حوزۀ زنان داریم، ضعیف‌بودن روحیۀ تولیدی در آن‌هاست. زن مظهر خلاقیت است و اگر تولید نداشته باشد راکد می‌شود و حرکت زندگی را کند و نهایتاً متوقف می‌کند.

نه شرقی، نه غربی

اما «بانو» نمونۀ بارز زن انقلاب اسلامی است. زن انقلاب اسلامی نه غربی است و نه شرقی. «بانو»، اسطورۀ مبارز خستگی‌ناپذیر است. او کریم و عزیز است و تن به ذلت که نمی‌دهد هیچ، بلکه به دیگران عزت می‌بخشد. در روایت شریف هست که: «ان المومن اعز من الجبل» مومن از کوه هم مقاوم‌تر و نفوذناپذیرتر است. این عزت جامعه را هم نفوذناپذیر می‌کند.

بانو در ۱۱ سالگی ازدواج می‌کند، از روستای‌شان به سمت شهر اهواز می‌رود. در همان ابتدا با پرورش مرغ و خروس زندگی مشترک را آغاز می‌کند. بعد از آن سراغ خیاطی می‌رود و کارگاه خیاطی راه‌اندازی می‌کند. بعد از شروع جنگ تحمیلی، به خاطر کمبود لوازم رزمندگان در کار تعمیر برانکارد، لباس و پوتین وارد می‌شود. همچنین با ماشینش لوازم مورد نیاز رزمندگان را تهیه می‌کند و جابجایی امدادگران زن را انجام می‌دهد.

بعد از جنگ هم وارد عرصۀ اقتصادی می‌شود. اکنون در سال ۱۳۹۷ مرغداری، حوضچه‌های پرورش ماهی، کارگاه‌های قالی‌بافی، باغات میوه، مزرعه صیفی‌جات، کندوداری زنبوردارد و در همه آن‌ها تولید انجام می‌گیرید. زن انقلاب اسلامی مولد است. جالب است که در کمتر صحنه‌ای در مستند فقط رو به دوربین حرف می‌زند. رو به دوربین حرف می‌زند و می‌بافد، می‌خورد، محصول جمع می‌کند، رانندگی می‌کنند و… این آدم به تولید زنده است و خانواده به تولید زنده است و جامعه به تولید زنده است.

وقف در جنگ نظامی

تربیت فرزند هم نوعی تولید است یا دقیق‌تر بگویم پیچیده‌ترین تولید، تولید انسان انقلابی یا مبارز است. ظرافت‌هایی که در تربیت نسل وجود دارد آن را بسیار سخت و به‌ظاهر تولیدی غیرممکن می‌نماید. بانو در این زمینه هم پیشتاز است. همه خانواده‌اش در صحنه مبارزه حاضرند؛ از شوهرش گرفته تا پسران و دخترانش، همه مولدند و اهل سختی کشیدن. او دو پسر شهید و یک دختر جانباز را تقدیم به انقلاب اسلامی کرده است.

وقف در جنگ اقتصادی

کلاً گلایه و شکایت در کار این آدم دیده نمی‌شود. آن‌قدر پرانرژی تولید می‌کند که انگار هیچ مانعی بر سر راه تولید نیست. گرچه می‌گوید در این دوره زمانه تولیدکننده متضرر است، اما تولید جزیی از سبک زندگی‌اش است؛ یعنی اگر تولید نکند زندگی برایش مفهومی ندارد؛ یا در جای دیگری اشاره می‌کند که: «سود را دلال می‌کند و تولید از رونق می‌افتد و انگیزۀ تولید از بین می‌رود.» اما با مرغ‌هایش عشق می‌کند و با آن‌ها حرف می‌زند. او این امر را مقدس می‌داند چون می‌داند کارش برای پیشبرد انقلاب اسلامی است. او همۀ وقتش را تقدیم به اقتصاد انقلاب اسلامی کرده است.

سر سفرۀ انقلاب

البته بانو صرفاً فعالیت اقتصادی نمی‌کند، در واقع صرفاً حرفه‌ای در حوزه درآمدزایی و تولید نیست، بلکه در حوزه اجتماعی هم فعال است. پیگیری مسائل و مشکلات مردم و خرج‌کردن اعتبار و آبرویی که به واسطه فرزندان شهید و سوابق فعالیت در زمان دفاع مقدس کسب کرده است را خرج حل مسائل مردم و مطالبه از مسئولین می‌کند. در جایی که به یکی از مسئولین سپاه تماس گرفته است این‌طور می‌گوید: «کار این بنده خدا را راه بینداز… من کمربسته به اندازه همه سپاهت دارم کار می‌کنم.» تلویحاً یعنی من خودم اهل این کار هستم و نمی‌خواهد منتی بگذاری که موظف هستی کار مردم را راه بیندازی بدون عذر و بهانه. هیچ گله و شکایتی هم از مردم ندارد بلکه بالعکس خود را نسبت به همه آن‌ها مسئول می‌داند و هیچ سهمی از سفره انقلاب برای خود قائل نیست.

دکتر جمال یزدانی

منتخب سردبیر

هشتک‌های منتخب

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید